دو زن چند روز قبل به دادسرای مبارزه با سرقت تهران مراجعه و از سه مرد غریبه به اتهام سرقت شکایت کردند. یکی از شاکیا...

دو زن چند روز قبل به دادسرای مبارزه با سرقت تهران مراجعه و از سه مرد غریبه به اتهام سرقت شکایت کردند. یکی از شاکیان گفت: من به همراه مادر و دخترم در یک خانه زندگی می کنیم. روز حادثه نامزد دخترم به نام ایوب هم خانه ما بود که زنگ در را زدند و فردی خودش را مأمور آب معرفی کرد، اما بعد از اینکه در را باز کردیم سه مرد داخل آمدند. آن ها چاقو در دست داشتند و بسیار خشن بودند. دزدان شروع به تهدید ما کردند ...

این نزاع مرگبار شب دوشنبه گذشته در یک کباب فروشی زمانی آغاز شد که جوان 25 ساله ای پشت میز غذاخوری در کباب فروشی نشسته بود. در این هنگام جوان 33 ساله ای به نام احسان-م وارد کبابی شد و به سوی جوان 25 ساله رفت. هنوز چند ثانیه ای از گفت وگو بین دو جوان نگذشته بود که ناگهان آن ها درون کباب فروشی دست به یقه شدند و حالت تهاجمی گرفتند. این مشاجره و درگیری با دخالت متصدی کباب فروشی و دیگر ...

در روزهای پایانی هفته فیلم های متفاوتی به روی آنتن می رود که جزئیات آن به شرح زیر است: **** شبکه یک سیما فیلم تلویزیونی مثل یک پدر به کارگردانی رهبر قنبری ، چهارشنبه 14 خرداد ماه ساعت 9 از شبکه یک سیما پخش می شود. داستان مثل یک پدر در حال و هوای سال 42 می گذرد و درباره شاگرد عکاس خانه ای است که بنا به شرایطی برای عکاسی از مردم، وارد تظاهرات 15 خرداد می شود. ...

روزنامه ایران: زن جوان که با همدستی یک مرد شوهر خود را به قتل رسانده و جسدش را در حیاط خانه ویلایی خود در بومهن دفن کرده بودند صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. راز این جنایت هولناک حدود یک سال و نیم قبل زمانی فاش شد که مرد میانسالی به منظور ساخت استخر در حیاط خانه اش مشغول کندن زمین بود که از عمق چند متری خاک تعدادی استخوان اسکلت انسان پیدا کرد. وی بلافاصله ...

روزهای سختی را پشت سر گذاشته اکنون مدتی است که همراه با تعدادی از علاقه مندان به فوتبال که عموما آشنایانش هستند در زمین فوتبالی ساحلی بازی می کنند. ایراندوست در مورد شرایط خود پس از شیوع ویروس کرونا به ایسنا گفت: در این مدت با چند نفر از بازیکنان در ارتباط بودم اما ششم اسفند هنگام برگشتن به انزلی با تیم هیات البرز خداحافظی کردم چون می دانستم که برگزاری لیگ در این شرایط غیرممکن است. در ...

خرید جهیزیه اش توسط شیادان فضای مجازی به یغما رفته است، در حالی که از شدت نگرانی و اضطراب آرام و قرار نداشت، اشک ریزان به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: هنوز یک ماه بیشتر از برگزاری جشن عروسی خواهر بزرگم نگذشته بود که مجید به خواستگاری ام آمد. من هم که به تازگی تحصیلاتم را در مقطع دبیرستان به پایان رسانده بودم، به خواستگاری اش پاسخ مثبت دادم چرا که پدرم کاملا مجید و خانواده اش ...

کند تا تحویل فرزندانم دهد. هیچ کس حق ندارد با زور بچه هایم را از دست همسرم بگیرد مگر همسرم دست از فرزندانم بکشد و همسر اختیار کند آن وقت بچه هایم را به دست مادرم بسپارد و حق همسرم در خانه است آن هم در شرع مقدس اسلام هر چه در حق همسر بیوه در قوانین اسلام ذکر شده است و امیدوارم که مادرم مرا حلال کند و برادرانم و خواهرم مرا حلال کنند و از بدی بنده چشم پوشی کنند و بنده را با اخلاص حلالم ...

عجیبش درگیر شدیم و من خانه را به حالت قهر ترک کردم. به همراه دخترم به خانه پدرم رفتم که یک روز قبل از حادثه همسرم به دنبالم آمد. من هم او را بخشیدم و به خانه برگشتیم. زن جوان درخصوص روز حادثه گفت: ظهر پنجشنبه یعنی 24ساعت بعد از برگشت من به خانه سرگرم نظافت خانه بودم و دخترم در اتاق، خواب بود. همسرم به دنبال کلید کمدش می گشت و وقتی پیدا کرد ناگهان فریاد زد که وسایلش سرقت شده است. می گفت تو با ...

قبل از حادثه قهر کردم و به خانه پدرم رفتم. اما ایمان چهارشنبه به دنبالم آمد و مرا به خانه آورد کمی هم قرص های اعصاب و خواب پدرم را برداشت و خورد. درگیری خونین زن جوان ادامه داد: پنجشنبه ظهر دخترم داخل اتاق خواب بود و من در حال نظافت خانه بودم که دوباره دعوا شروع شد. این بار ایمان می گفت: من کلید کمدش را به صاحبکارش داده ام و او نیز وسایلش را دزدیده و کمد را بهم ریخته است ...

باید به زندگی مشترکش بپردازد. به ویژه این که دوست داشت خیلی زود مادر شود. قصه بازیگری شیلا خداداد از کجا آغاز شد؟ شیلا خداداد: تازه دیپلم گرفته بودم و منتظر نتیجه کنکور بودم، که یک روز داشتم به داروخانه می رفتم تا برای مادرم دارو بگیرم. آنجا با آقای مسعود کیمیایی مواجه شدم. درباره سینما صحبت کردیم و ایشان به من پیشنهاد بازی در فیلم شان را دادند. پس از بازی در فیلم اعتراض به ...

عزیز و مادرم که من سلام به پدری می کنم که معلم همه ما برادران بود و هست. الحمدالله، شکر خدا می کنم و همچنان از پدرم تشکر می کنم که ما را به راهی که خدا خواسته تربیت کرده است. همچنان از آن ها می خواهم که در شهادت من گریه نکنند. فقط خوشحل باشند امانتی را که خداوند به آن ها داده، صحیح و سالم به او پس داده اند و از آن ها می خواهم به بزرگی خودشان مرا ببخشند. و چند جمله ای به همسر و فرزندانم ...

قتل رسیده بودند. ضارب که داماد خانواده بود خیلی زود بازداشت شد او در بازجویی ها مدعی شد از مدتی قبل به رفتار همسرش شک کرده بود به همین خاطر او را تحت نظر قرار داده و روز حادثه وقتی همسرش به خانه مادر خود رفته او را تعقیب کرده بود. وقتی همسرم وارد خانه شد دقایقی بعد به آنجا رفتم و با عجله وارد خانه شدم ناگهان همسرم را در حال صحبت با یک مرد غریبه دیدم ازعصبانیت نفهمیدم چه کار می کنم باچاقویی که از ...

...: پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 روزنامه اطلاعات در ویژه نامه ای به مناسبت سالگرد ارتحال امام مصاحبه ای مفصل با خدیجه ثقفی نوری، همسر امام خمینی، منتشر کرد. این گفتگو را زهرا مصطفوی دختر کوچک ایشان گرفته بود. خدیجه ثقفی اول فروردین 1388 درگذشت، و این که زهرا مصطفوی چه تاریخی این مصاحبه را با مادرش انجام داده مشخص نیست، اما نکته مهم و جالب این است که ظاهرا این اولین و آخرین مصاحبه بلند با همسر امام خمینی بوده است. روزنامه اطلاعات در لید این مصاحبه نوشت: همسر امام خمینی تا هرگز حاضر به گفتگو با هیچ نشریه ای و رسانه ای نمی شدند، اما این گفتگو با زحمت فراوان سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی دختر بزرگوار ایشان انجام شده است. این البته در حالی بود که سال ها پیش از آن روز چهارشنبه چهارم بهمن 57، حمیده امیری، خبرنگار کیهان در پاریس برای نخستین بار با همسر امام خمینی مصاحبه کرده بود و ما آن را پیش تر در انتخاب کار کردیم. بعد ...

حاتمی دستش را از شیشه ی ماشین بیرون می برد و از دست مردم نقل و شیرینی می گرفت و همه را به بچه ها می داد. من از او خواستم که او با همان شوخ طبعی همیشگی اش گفت دستم رو می برم بیرون و می گویم: ما را دعا کنید. اونا هی شیرینی و نقل می دهند، من چکار کنم خلاصه اینکه باشادی آنقدر به بچه ها روحیه می داد که اگر کسی هم تعلق خاطر خانواده اش داشت، فراموش می کرد. ما شب اول، در شفیع خانی ، باز او و چند تا ...

اشاره می کند و می گوید: مادرم گفت عروس نوه خودم است و داماد هم نوه خودم، به ما پدر و مادر ها گفت دخالت نکنید و خودش این دو را وصلت داد. سوغاتی مسموم خانواده فاطمه چند سالی است به مشهد آمده اند و قبل از این در روستایی اطراف سرخس زندگی می کردند. همسر فاطمه هم در همان روستا چوپانی می کرده است تا اینکه معتاد به کریستال می شود. اصلا این پدیده نزدیکی به شهر برای جوان های روستایی خودش ...

می کند، خواه ناخواه گوش می فرمایند. بعد خبر رسید دانشگاه پهلوی شلوغ شده است. با آن که سه بعدازظهر از دفتر به منزل آمده بودم که استراحت کنم و مثل مرده بودم، تمام بعدازظهر را به مکالمه با شیراز گذراندم، و گزارش را هم هریک ساعت به شاهنشاه می دادم. شب هم به همین منوال گذشت... از اخبار مهم جهان زلزله پرو است، که سی هزار نفر تلفات داشته است. خیلی بزرگ است. اما تعجب است با آن که این ها هم انسان هستند، چطور من برای مردم بیرجند دو سال قبل آن قدر گریه کردم که نمی توانستم خودداری کنم، و این مطلب آن قدرها در من اثر نمی گذارد. این است معنی وطن، به نظر من. لینک کوتاه کپی لینک ...

: همه آمده اند؟ گفت: بله. متوجه شدم که اتفاقی افتاده؛ اما باید مادرم را آرام می کردم. هفده ساله بودم. پدر هم که با چند مرد همسایه قرار و مداری نانوشته داشتند و به نوبت گله را به کوه می بردند. آن روز نوبت بابا بود. حالا هم تنگ غروب بود و او داشت خسته و بی رمق از کوه بر می گشت و باید با چای داغ خستگی در می کرد. زن و مرد فامیل توی ایوان ما جمع بودند. جا برای نشستن نبود. آن لحظه هایی که پدر ...

، منزل ما بودند. بعد از قضیه فیضیه که کماندوها از شب حمله به مدرسه فیضیه کردند و آن قضایا اتفاق افتاد، صبح روز بعد ایشان فرمودند منزل امام (ره) برویم. آن زمان می گفتند حاج آقا روح الله. گفتند منزل حاج آقا روح الله برویم و خدمت ایشان برسیم. به منزل امام (ره) رفتیم. حاج احمد آقا درب منزل ایستاده بودند و هنوز ایشان معمم نبود. دانشگاه می رفتند. گفتم آیت الله خادمی از اصفهان آمده اند. رفت و ...

...، که دور می کند. (همان، ص 60) در نامه ای دیگر چنین آمده است: دخترم! آفات زیاد بر سر راه است. هر عضو ظاهر و باطن ما آفت دارد که هر یک حجابی است که اگر از آنها نگذریم، به اول قدم سلوک إلی الله نرسیدیم. (همان، ص 75) ج) پیام ها امام خمینی(س) در طول زندگی خویش چه قبل از انقلاب و چه پس از آن، در کنار فعالیت های علمی و حوزوی، در مناسبت های مختلف، به ویژه پس از ...