گالری نبشی، از جمعه سوم مرداد، عکس‌های «محمد صیادصبور» با نام هنری «م. صیاد» از انقلاب ۵۷ را به نمایش گذاشته است و تا بیست‌وهشتم مرداد ادامه دارد. دراین‌باره با او گپ زده‌ایم. صیادصبور که ۷۳ سال دارد و اهل بندر انزلی است،۵۲ سال است با نام هنری «م. صیاد» عکاسی می‌کند و اگر بگوییم از پیران...

گالری نبشی، از جمعه سوم مرداد، عکس‌های «محمد صیادصبور» با نام هنری «م. صیاد» از انقلاب ۵۷ را به نمایش گذاشته است و تا بیست‌وهشتم مرداد ادامه دارد. دراین‌باره با او گپ زده‌ایم.

صیادصبور که ۷۳ سال دارد و اهل بندر انزلی است،۵۲ سال است با نام هنری «م. صیاد» عکاسی می‌کند و اگر بگوییم از پیران دِیرِ عکاسی خبری در ایران است سخنی به گزافه نگفته‌ایم. عکس‌های او از انقلاب ۱۳۵۷، دوسه هفته‌ای می‌شود در گالری نبشی به نمایش درآمده است.

او از ورود خود به دنیای عکاسی می‌گوید: من از سال ۱۳۴۷ عکاسی می‌کنم. سال ۱۳۴۹ وارد مطبوعات شدم.

او در این سال، وارد کانون خبرنگاران شد و بعد، هفت سالِ منتهی به انقلاب را در روزنامه آیندگان فعالیت کرد و عکاس این روزنامه بود و با وقوع حوادثی که به انقلاب منجر شد، به میدان می‌رود: وقتی انقلاب شد، مثل هر رخداد دیگری، عکاس باید برود کارش را بکند و من هم جزء همان آدم‌هایی بودم که باید به خیابان می‌رفتم و کارم را می‌کردم.

او که عاشقانه عکس می‌گرفت، عکس‌هایش ماندگار شد و از این عشق گفت: در این حوزه‌ها وقتی در جایگاه عکاس وارد می‌شوی، باید همه ‌چیز را قبول کنی؛ اگر دستت یا پایت یا سرت بشکند یا حتی دوربینت آسیب ببیند، نباید برایت مهم باشد. اینها برای عکاس فرقی ندارد چون شغلش این است.او با خبرنگار فرق دارد. خبرنگار اگر در صحنه هم نباشد با تلفن کار را می‌کند و خبرش تامین می‌شود. اما عکاس کارش این است که برود و عکس بگیرد باید دست‌رنج خودش را ببیند.

وی درباره عکس‌هایش از انقلاب اضافه کرد: اگر اشتباه نکنم ۱۹۸ حلقه فیلم در انقلاب عکاسی کردم. مقدار زیادی از آن در «آیندگان» ماند که دوستان ما را بیرون کردند و بردند. اما هنوز هم مقداری دارم که خودم را به‌خاطر این زحمت راضی نگه دارم.

او عکسِ هشتم بهمن ۱۳۵۷ در میدان ۲۴ اسفند (انقلاب فعلی) را بزرگترین و زیباترین خاطره‌اش می‌داند: آن روز، شلوغ بود و مردم آمدند. من هم در شمال میدان ایستاده بودم که یکی از رفقای عکاس آمد و دست مرا گرفت و گفت بیا برویم بیمارستان هزارتختخوابی. گفتم نه، من امروز اینجا خواهم بود و من تنها عکاسِ آن روز و آنجا بودم. هیچ عکاسی در میدان نبود و من آن روز، چهار حلقه عکاسی کردم. آنجا، از بالای ژاندارمری مردم را می‌زدند. من هم، به اتفاقِ مردم، پشت ستون و در حوض درازکش بودیم. اگر هم توجه کنید عکس کج است چون من روی زمین خوابیده بودم و دوربین کج بود. درست است تک‌تک عکس‎‌ها برایم خاطره است ولی این عکس دیگری است و باور کنید هنوز هم با آن حال خاصی پیدا می‌کنم.

هشتم بهمن ۱۳۵۷، میدان ۲۴ انقلاب/ عکس: محمد صیاد

صیاد اما هنوز هم با عکس‌هایش از انقلاب لذت می‌برد. عکس‌هایی که او بسیار دوست‌شان دارد و روی چشم می‌گذاردشان: اینها حتی بالاتر از بچه‌های من هستند؛ هم این عکس‌های انقلاب و هم عکس‌های جنگ و کردستان عراق و هم واقعه طبس.

او ازجمله کسانی است که هنوز هم با عکس‌هایشان خاطره‌بازی می‌کند: گاهی وقتی می‌روم کنتاکت‌هایم را مرور می‌کنم، در یک برگه کنتاکت، چند دقیقه می‌مانم و نگاهش می‌کنم. خاطرات چیز خوبی است؛ چه شیرین باشد و چه تلخ، و من با این خاطرات زندگی می‌کنم.

و هنوز هم پس از نیم‌قرن دوربین از دستش نیفتاده است: هنوز هم هرجا می‌روم دوربین در دستم است و عکس می‌گیرم اما برای دل خودم و هرچیزی می‌تواند سوژه‌ام باشد.

صیاد گریزی هم به دوربین‌های مدرن زد و اعتراف کرد این‌گونه عکاسی را دوست ندارد: با دوربین‌های دیجیتال، من عکاس نیستم چون تمام دستورات را دوربین می‌دهد و همه‌چیز را به من یاد می‌دهد. عکاس باید یاد بگیرد با دوربین آنالوگ عکاس کند، به تاریکخانه برود و فیلم ظاهر کند. عکاسی با این دوربین‌ها، عکاس را ماهر می‌کند چون باید بتواند حداکثر سه فریم از سی‌وشش فریم را خراب کند ولی در دوربین دیجیتال، عکاس به حافظه دوربین نگاه می‌کند و به‌راحتی می‌تواند هرچه خراب شده را به‌اصطلاح دیلیت کند. من با این‌ها اذیت می‌برم ولی با آنالوگ نه، راحتِ راحتم.

محمد صیاد که بر پُشتِ عکس‌هایش، م. صیاد، مُهر کرده است، نهم مهر ۱۳۲۶ در بندر انزلی متولد شد. او در نوجوانی به تهران آمد و پس از فراگیری فنون عکاسی، ابتدا در آتلیه فتوپلازا مشغول شد. اما چون عکاسی خبری را دوست داشت، در سال ۱۳۴۷ وارد کانون خبرنگاران شد و برای دوسال ماند. او هفت‌سالِ منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، عکاس روزنامه «آیندگان» بود و همزمان با خبرگزاری پارس (ایرنای فعلی) هم، همکاری می‌کرد. وقتی انقلاب به وقوع پیوست، همکاری خود با خبرگزاری بین‌المللی آسوشیدتدپرس را به‌مدت بیست‌وسه سال آغاز کرد و ۴۲۰ عکس مخابره کرد.

عکس‌های او از انقلاب، به کتاب «انقلاب نور» منتج شد. او از ماجرای سیزده آبان ۵۸ هم عکس گرفت که بخشی از آن‌را در کتاب «۴۴۴ روز: داستان گروگان‌های آمریکایی در تهران» منتشر کرد. صیاد در همه سال‌های جنگ تحمیلی، از جبهه‌ها مستمرا عکاسی کرد و محصول آن، در کتابی با نام «جنگ تحمیلی: دفاع در برابر تجاوز» فراهم آمد.

او که از روزنامه آیندگان با کاوه گلستان، رفیق شده بود، مجموعه‌ای از عکس‌های سیاه و سفیدِ خود در سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ را، مشترکا با او، در کتاب «شورش» به چاپ رساند. صیاد که چهره‌ای جهانی نیز هست، با عکس‌هایش از واقعه صحرای طبس، جایزه بهترین عکاس خبری خاورمیانه را در سال ۱۹۸۰ به‌دست آورد.

او برای نخستین‌بار در همه سال‌های فعالیتش، تابستان سال گذشته، تصاویر از رنج آوارگان و کوچندگان کردهای عراق و پناه‌شان به خاک ایران در دوران حکومت صدام در سال ۱۹۹۱ را به نمایش گذاشت. و حالا نوبت به عکس‌های انقلاب رسیده است. عکس‌هایی مملو از جمعیت، مردمی کامیاب و پیروزمند، سرشار و سرازیر از شور انقلاب. صیاد با بودن در میان مردم و برداشتنِ نماهایی مشابه با زاویه دید جمعیتِ حاضر، لحظه‌هایی را ثبت کرده که هم‌زمان حسِ بیم و امید را منتقل می‌کنند. صدوچند عکسی که خود را تا اوایل دهه شصت می‌کشانند. او که در آن‌زمان با دوربینِ نیکون مدل FM۲ عکاسی می‌کرد، در مطبوعات و به تبع آن، عکاسی خبری، خود را مدیون غلامحسین صالحیار، فیروز گوران، سیروس علی‌نژاد و مسعود مهاجر می‌داند.

عکس‌های صیاد را از دست ندهید که تا سه‌شنبه ۲۸ مرداد در گالری نبشی به‌نشانی خیابان کریم‌خان، خیابان نجات‌اللهی، کوچه خسرو، شماره ۵۱ برپاست و بعد باید منتظر عکس‌هایش از سال‌های دفاع مقدس باشیم که از آخرین روز مرداد در همین مکان به نمایش درمی‌آید.