را یکی از بچه ها که زبانش را میفهمید برای من ترجمه می کرد و خود او بود که ما را برد الأماره! خودش هم تمام راه مراقب...

را یکی از بچه ها که زبانش را میفهمید برای من ترجمه می کرد و خود او بود که ما را برد الأماره! خودش هم تمام راه مراقبمان بود و آب هم به ما داد، حتی با یک تکه بیسکویت که البته همه اش چسبیده به سقف دهانمان. الأماره که بودیم وقتی آمد با ما خداحافظی کند دست کردم انگشترم را به او دادم گفتم بماند یادگاری و حالا بعد از سال ها نشسته بودم رو به روی همین آدمی که زمانی در فکه مارا از مرگ نجات داده ...

مرد میدان صداقتی، نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست که هیچ، تو نیز از قبله داران دایره طوافی ، و اگر نه ... دیگر به جای آنکه با زبان زیارت عاشورا بخوانی، در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین با دل به زیارت عاشورا برو. ضحاک بن عبدالله مشرقی را که می شناسی! عصر عاشورا از جبهه حق گریخت بعد از آنکه صبح تا شام را در رکاب امام شمشیر زده بود. خوف، فرزند شک است و شک، زاییده شرک ...

، کارآگاهان به سراغ دوربین های مداربسته ساختمان محل سرقت رفتند. دوربین ها نشان می داد مردی با ماسک پزشکی و کلاهی که صورتش را کاملاً پوشانده بود، با کلید وارد خانه شده و پس از اجرای نقشه از خانه خارج شده است. سرنخ اینستاگرامی در حالی که تحقیقات برای دستگیری سارق طلا های زن جوان ادامه داشت، شاکی چند روز بعد به پلیس مراجعه کرد و سرنخی را در اختیار تیم تحقیق قرار داد که آن ها را به متهم ...

. در ثانی این طور نیست. زن من می خواهد ثابت کند روی من نفوذ دارد. 3-2 بار دعوا کردیم که در کار های من حق دخالت ندارد، جلوی اینها می خواهد کم نیاورد که هرچه بگویم شوهرم انجام می دهد . امامی هم فهمیده بود این بلوف می زند و یک چیز هایی می گفت که روی این را کم کند. پیام هایی می داد که مثلا نشود و بعد بگوید دیدید نشد؛ درحالی که مدعی هستید روی شوهرم نفوذ دارم. یک کری خوانی بچه گانه منتهی به این شده است ...

نامشروع بودن و اکراه و زور را دارد و این اکراه و زور مهم ترین عنصری است که تجاوز را از دیگر جرائم جنسی تفکیک می کند. در قوانین ایران هر نوع رابطه غیرمشروع، به نوعی زنا تلقی شده و شامل مجازات است. زنا عبارت از رابطه جنسی غیرشرعی بین مرد و زن است. این جرم جزء جرائم حدی است. زنا وقتی محقق می شود که این رابطه جنسی به طور کامل برقرار شود. بنا بر این دیگر روابط جنسی مثل معاشقه در زمره زنا قرار نمی گیرد ...

آورد و با پاشنه آن به صورتم زد. آن ضربه باعث شد چشم چپم را از دست بدهم. با طرح این شکایت زن بازداشت شد. او در بازجویی ها به جرمش اعتراف کرد و در شرح ماجرا گفت: وقتی صاحب کارگاه تصمیم گرفت آنجا را تعطیل کند قرار شد به جای پرداخت کل حقوق، مبلغ اندکی به شوهرم پرداخت کند. شوهرم سال ها در آن کارگاه کار کرده بود و آن زمان وضع مالی خوبی نداشتیم. شوهرم نیز نمی توانست از حق خودش دفاع کند به همین ...

عمومی و انقلاب مشهد گفت: از چند سال قبل با جلال آشنا بودم و طی ماه های گذشته این ارتباط به صورت پیامکی و تلفنی شدت گرفته بود تا جایی که جلال به من وعده ازدواج داد من هم از همسرم خواستم مرا طلاق بدهد ولی ابوالفضل موافقت نمی کرد و حاضر به طلاق نبود به همین دلیل وقتی موضوع را برای جلال-پ بازگو کردم او تصمیم گرفت تا همسرم را از میان بردارد برای همین از من خواست هر زمان با همسرم بیرون رفتیم من به او ...

. وقتی همسرم اسیر شد، 12 روز از زایمانم گذشته بود. رفته بود که 15 روزه برگردد. همه روزهای بیمارستان چشمم به در بود. هر اورکتی را که می دیدم، دست و پایم شل می شد. سرم را می کردم زیر لحاف که هم اتاقی ام را که همسرش کنارش است، نبینم. غذا نمی خوردم. غش می کردم. یک زن هجده ساله با یک نوزاد، بدون پول و شوهر و هیچی چه باید می کرد؟ خیلی سخت بود. روزی که درد زایمانم گرفت، نمی رفتم بیمارستان، می گفتم الان جواد ...

.... وی افزود: مهران به من آموزش داد که چگونه در خودروها را خم کرده و ضبط و وسایل داخل داشبورد را به سرقت ببرم. او باید پشت فرمان پراید منتظر می ماند تا من را فراری دهد. من و شوهرم در خیابان ها می چرخیدم و اگر خودرویی دزدگیر نداشت، من با خونسردی از پراید پیاده شده و سرقت را انجام می دادم. این تازه عروس تبهکار ادامه داد: چون زن و شوهر بودیم، تصور می کردیم پلیس به ما شک نمی کند ...

.... پشیمان شدم و رهایش کردم. مدت 8 ماه در محیطی اداری به صورت ساعتی کار کردم. آرشیوی داشت که آن را به من سپرده بودند. بعد دیدم نمی توانم وفق پیدا کنم. هر چند که تا بعد از ظهر بودم و بعد به کارهای خودم می رسیدم. وی یادآور شد: 2 سال و خورده ای به صورت جدی مسافر کشی می کردم. گاهی می دیدم مسافر نیست و تمرین می کردم. یکبار داشتم یک مونولوگ می خواندم و متوجه نشدم دیدم هنوز یک مسافر پیاده ...

را شنیون کرده ببینند بلکه فقط دوست دارند موهای خانم ها تمیز و مرتب باشد. بوی بد دهان بوی بد دهان واقعا آزار دهنده است و چیزی از این بدتر نیست که یک خانم دندان هایش مسواک نزده و دهانش بوی بدی بدهد. بوی بد دهان حتی می تواند کاری کند که همسرتان از بوسیدنتان صرف نظر کند. پوشیدن لباس های عجیب و غریب یکی از چیزهایی که یک مرد را تحت تاثیر قرار می دهد، پوشیدن لباس ...

بعد به پلیس مراجعه کرد و سرنخی را در اختیار تیم تحقیق قرار داد که آنها را به متهم اصلی رساند. زن جوان گفت: سارق طلاهایم زن همسایه است. وی در حالی که بسیار هیجان زده بود، ادامه داد: حدود یک ماه قبل تولد پسرم بود و جشن کوچکی در خانه گرفتم. به خاطر کرونا و از آنجایی که بسیار هشدار داده شده که به آرایشگاه نرویم، از شهین خانم که یکی از مستأجران ساکن در ساختمان ما است، خواستم برای ...

کرده بود و بعد از فوت شوهرش با پدرم ازدواج کرد. 10 سال بیشتر نداشتم که روزی داخل کوچه در یک خرابه توسط یک مرد شیطانی غافلگیر شدم و مورد آزار و اذیت قرار گرفتم و روزگارم سیاه شد. سن و سالی نداشتم و به شدت از این ماجرای تلخ آسیب دیدم و ترس عجیبی در من رخنه کرد. بعد از این اتفاق دردناک به خاطر شرایط روحی اش، زمانی که پدرش متوجه موضوع می شود روزگار دختر سیاه تر و گرفتار ضرب و شتم ...

برای نخستین نزدیکی : برخی توصیه می کنند که زن بدون لباس زیر در وضعیت قراردادی قرار بگیرد ولی پاهایش بطرف بالا برده شود و بر شانه های مرد تکیه کند، در اینحال البته دهانه مهبل تا حد ممکن باز می شود ولی مهبل کوتاه می گردد و اگر آلت زیاد در مهبل نفوذ کند، درد، نه به خاطر پارگی بکارت بلکه به سبب کشش مهبل پیدا می شود. اگر مرد در چنین وضعیتی کنترل دخول را کاملا بدست داشته باشد، روش پسندیده ...

تمایلی به او نداشتم بلکه روز به روز هم بیشتر از او متنفر می شدم. البته حرف ها و جملات یکی از دوستانم در این حس تنفر نقش مهمی داشت. فریده زن مطلقه ای بود که اعتقاد داشت زن باید آزاد زندگی کند و تحت سیطره مرد نباشد. او می گفت زن نباید امر و نهی بشنود و هر طور که دوست دارد باید زندگی کند! من هم که تحت تاثیر حرف های فریده قرار داشتم، ارتباطم را در حالی با او ادامه دادم که فهمیدم با چند جوان غریبه ...

...> در ضمن تاکید کرد دقت کن، خانه ای که می خواهی اجاره کنی، بهتر است مشرف به جایی نباشد، چشم انداز نداشته باشد، حتی در و پنجره های خانه های دیگر به طرف خانه تو باز نشود. خلاصه که از دید آدم ها دور باشد و حتما جای خلوت و کم رفت و آمدی باشد و حتما در کوچه ای فرعی باشد. من به خیرخواه نگاهی کردم و گفتم: آقای خیرخواه شما بروید یه همچین جایی با این مشخصات گیر بیارید، زمینش را بخرید، بسازید، من میام ازتون ...

، زمانی که مرد جوان به دنبال کاری تازه بود، ماشینش خراب شد. او می گوید: به همسرم گفتم بهتر است ماشین دیگری بخریم و 30میلیون تومان به یکی از دوستانم به نام حسن دادم تا از بنگاهی که می شناخت، برایم پرشیا بخرد. خودش هم قصد خرید 2پرشیا را داشت و جمعا 90میلیون تومان به صاحب بنگاه داد، اما هرگز خبری از ماشین نشد. 7ماه صبر کردیم و باز خبری از ماشین نشد. تا اینکه یکی از روزهای سال 93دوستم حسن، پسر صاحب بنگاه ...

به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده از یک سال قبل با قتل زن جوانی به نام مائده در یک آپارتمان مسکونی آغاز شد. گزارش این قتل توسط مهران همسر این زن به پلیس داده شد. او در توضیح به مأموران گفت: روز جنایت مثل بقیه روزها صبح از خانه خارج شدم و عصر پس از بازگشت از سرکار هرچه زنگ خانه را زدم کسی در را باز نکرد. آنگاه با کلید خودم در را باز کردم و با جسد همسرم مواجه شدم. ما هیچ دشمنی نداشتیم و نمی دانم ...

کردم برای این همه سالی که گذشت بدون حسین و به سختی. بعد گوشی را برداشتم و به اولین نفری که زنگ زدم برادرم بود. گفتم: حسین آزاد شد! گفت: چی می گی منیژه! گفتم: به خدا، همین الان از مرز تماس گرفتن و گفتند حسین آزاد شده. گفت: تو باهاش صحبت کردی؟ گفتم: نه، آقای صانعی گفت اینجا خیلی شلوغه، الان امکان صحبت نیست. خانه ام در عرض یک ساعت پرشد. همه فامیل جمع شدند: خواهرها ...

صبوری . اسم های جنسیت دار به عنوان نام خانوادگی در رأس دستمایه های شوخی قرار دارند. فکر می کنیم همه ی کسانی که فامیلیشان فرزانه است باید زن باشند و همه ی امیر ها مرد و هر وقت به مثال نقضی بربخوریم، به خودمان اجازه می دهیم با ریشخند یا چشم های گشادشده این اختلاف را به سمع و نظر دارنده ی تناقض برسانیم. فیلم ها و سریال های کمدی بار ها از این موضوع شوخی ساخته اند و ما هم هربار خندیده ایم ...

. من تلاش کردم تا جمله ای را مجبور به امضای آن بودم، بخوانم. با اعتراض گفتم: اجازه دهید، بدانم چه چیزی را امضا می کنم. به من گفته شد: "من به تو می گویم زن هرزه. یا این را امضا کن و یا به تو [تجاوز] می کنم و 20 روز دیگر اینجا نگهت می دارم. در اعتراضات هفته گذشته بلاروس به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیادی بازداشت شدند/ عکس: GETTY IMAGES من شوکه شدم و گریه کردم ...

بودم اخر کار دستمو می اوردم جلوی سوارز می گفتم یه گاز بگیر آروم شی یکم (سعید) * خدا رو شکر فوتبال اروپا رو خیلی وقته پیگیری نمیکنم هیچ وقت تحمل اینجوری باختنو ندارم (بارسایی- رضاتو) این عکس نتیجه 8 - 2 که همه دارن میذارن چیه قضیه؟ پلی استیشن بازی کردید؟ (شایان) خدای من! فریم آخر نیمه نهایی قهرمانی اسنوکر 2020 امشب بین سولیوان و مارک سلبی - 3 تا ضربه بعد از دقیقه 22 رو ببینید (آخرین واکنش هواداران بارسا) ...

، همسر پیمان در یک مراسمی آشنا شدم. همیشه آرزو داشتم 2 نفر را در زندگی ام از نزدیک ببینم. شاید چون کم دیده می شدند. هدیه تهرانی؛ و پیمان قاسم خانی. خانم رهنما به من گفتند من می خواهم شما را یک شب دعوت کنم منزل مان تا با همسرم آشنا شوید چون همسرم پرسپولیسی است و فوتبالیست ها را خیلی دوست دارد. من هم که می دانستم ایشان همسر پیمان قاسم خانی هستند، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواسته قبول کردم. بعد با دعوت به ...

سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: پسرک از چارچوب در آویزان شده است. پا های او را گرفته ام و می گویم هر وقت که آماده شدی بگو رهایت کنم، تو هم دست هایت را بکش و فرود بیا. فرودگاه او چند بالشی است که آن پایین چیده ایم. فرودگاه را خود پسرک با وسواس ساخته است. چندین و چندبار نقشه را در ذهنش مرور می کند. به آرامی می گوید می روم آن بالا، در یک لحظه دست هایم را رها می کنم و می افتم روی بالش ها و من ادامه می ...

.... اصلا باورم نمیشد که ادعای این دانش آموز، حقیقت داشته باشه، از او دعوت کردم تا آمد جلو. بعد گفت: آخرین فرستاده و پیامبر خدا محمد است. تا این جمله رو گفت، من از خوشحالی واقعا نمی دونستم چه کار کنم. جوابش را تایید کردم و به بچه ها گفتم تشویقش کنند، به او هدیه دادم و برایش کاردستی درست کردم. (بعد از کلاس خودم رو ملامت کردم که چرا از این دانش آموز نپرسیدم که تو این اسم رو از کجا بلد هستی؟!) بعد ...

این آیه بیان شده که ای پیامبر(ص) به زنان مؤمنه و همسران خود بگو جلباب ها را روی سر خود بیندازند تا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند؛ یعنی پوشش سبب تأمین امنیت برای زن است تا افراد بدانند این زن وقار و عفاف دارد و به تمایلات جنسی آنان توجیه نشان نمی دهد؛ در اینجا بحث امنیت که امر اجتماعی است مطرح شده و با آیه سوره نور تفاوت ماهوی پیدا می کند؛ یعنی حجاب مایه ازکی و عاملی برای تأمین امنیت زنان است؛ شهید ...

بعد از کمی مکث گفت با من زندگی می کنی؟ کمی از او فرصت خواستم. در روز خواستگاری با هم صحبت کردیم که هر دو طرف کارمان را ادامه دهیم. هر دو شرایط یکدیگر را پذیرفتیم و وصلت صورت گرفت. زندگی مشترک ما از بهمن 58 آغاز شد. اصغر خیلی زیاد به مرد ایده آل من نزدیک بود. برخی بعد از ازدواج قول و قرارهایشان را فراموش می کنند، اما اصغر پای حرف هایمان ماند. زندگی ما کوتاه، اما شیرین بود. یکی از مشخصه ...