سرانجام در ظهر روز 17 اردیبهشت سال 64، مصادف با 16 ماه شعبان در قایقی که در آن به همراه معاونینش بود بر اثر اصابت...

سرانجام در ظهر روز 17 اردیبهشت سال 64، مصادف با 16 ماه شعبان در قایقی که در آن به همراه معاونینش بود بر اثر اصابت خمپاره به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد. بخشی از وصیت نامه شهید رضا قلی اقدم وفایی به شرح زیر است: پدرو مادرم , همسرم و برادران و خواهران و کلیه مومنین و مسلمین را به تبعیت از مقام شامخ ولایت فقیه در عصر غیبت امام عصر ارواحنا له الفداء و پیروی از دستورات قران کریم و عمل به ...

گذشته فکر می کرد شرایط امسال اینطور باشد؟! سال بعد هم نمی دانیم چه می شود! باید آن واحد صنفی و تجاری، آمادگی داشته باشد که خود را با شرایط جدید وفق دهد و گرنه جا می ماند. دولت اگر می خواهد صنعت نشر ما رشد کند، باید یارانه اش را هدفمندانه تزریق کند. من خودم در نمایشگاه کتاب چندین دوره جزو مدیران برگزارکننده نمایشگاه در حوزه روابط عمومی و اطلاع رسانی بودم. واقعاً بودجه خیلی زیادی دارد در ...

با تولد من بسیار مسرور شد؛ سروری که در طول عمرش مثل آن را تجربه نکرده بود. خوشحالی پدرم تنها به خاطر این نبود که دارای فرزندی شده است بلکه به این دلیل بود که دارای فرزندی از جرگه حافظان قرآن کریم شده بود. چرا که پدرم به این موضوع یقین داشت که قرآن تاج پر افتخاری است که هر کس آن را به سر بگذارد، بسیار شکوه مند خواهد شد و این نعمت بزرگی که خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانی داشته مرا ...

واسطه درد زانو دو هفته نمی توانستم راه بروم، این مرد بزرگ هر روز که پدرم مرا به مدرسه می آورد، از جلوی مدرسه مرا به دوش می گرفت و سر کلاس می برد و در پایان نیز به همان طریق مرا تا درب مدرسه می آورد و سوار ماشین پدرم می کرد . هر چه پدرم به ایشان می گفت که اجازه دهید خودم او را تا سر کلاس ببرم و بیاورم، این مرد شریف به پدرم می گفت: شما همکار من و معلم هستید و باید سر وقت در مدرسه خودتان ...

مسیر آن مدرسه به خانه مان دور بود، همراه مامان رفتیم و در کارگاهشان شروع به کار کردیم. 2 روز در کنارشان بودیم اما از آنجا که ظرفیت و امکانات آن کارگاه تولید ماسک خیلی محدود بود، امکان پاسخگویی به متقاضیان فراوان مشارکت در این کار داوطلبانه را نداشتند. اینطور بود که غیرمستقیم از پذیرش ما عذرخواهی کردند. اما خوشبختانه دوری ما از این فضای جهادی طولانی نشد. چند روز بعد خبردار شدیم سپاه کازرون با همکاری ...

را که 8 ماه قبل انجام دادم نخستین خلاف زندگیم بود. اما بعد از دزدی خیلی خونسردانه به سوپرمارکت رفتی، آب خریدی و با پای پیاده فرار کردی؟ درونم آشوب بود اما می خواستم خودم را عادی نشان بدهم تا کسی شک نکند. نمی دانید چقدر استرس داشتم. روز قبل از سرقت اول هم به مغازه طلافروشی رفته بودم. به صاحب آن گفته بودم که می خواهم طلاهای همسرم را برای تعویض بیاورم و یک طلای خوب برای تولد همسرم بخرم. به ...

جوان این منطقه است. چند دانش آموز داشتم که مادرشان خودسوزی کرده و مرده بودند با دیدنشان سر کلاس قلبم فشرده می شد و نمی دانستم چطور دلداریشان دهم. هر روز در معرض بدترین اتفاقات در خصوص دانش آموزانم بودم، نزاع های خانوادگی و ضرب و شتم مادر توسط پدر، ازدواج مجدد پدر، سوختن خانه به دلیل بخاری نفتی و بدتر از همه ترک تحصیل دانش آموزم به دلیل کار و اینکه پدرش مانع درس خواندنش می شد و دانش آموز من که ...

رسیدگی به این ماجرا از حدود سه سال قبل آغاز شد. دختر جوانی که روی صورتش اسید ریخته شده بود به بیمارستان منتقل شد. وی در بازجویی ها مدعی شد زن برادرش این کار را کرده است. پس از اینکه زن جوان دستگیر شد در حالی که منکر اسیدپاشی بود گفت: صبح روز حادثه پس از آنکه همسرم به سر کار رفت، زنگ خانه ما به صدا درآمد. من بدون آنکه بپرسم چه کسی پشت در است در را باز کردم به تصور اینکه همسایه طبقه پایین است نگاه ...

.... او اتهام تعرض به زن جوان را رد کرد و گفت: این زن عاشق من شده بود و مرا دوست داشت، به همین خاطر پیشنهاد داد او را صیغه کنم و با هم رابطه داشته باشیم. متهم که مرد جوانی است، گفت: این زن حالا قصد اخاذی از من را دارد. او خودش قبلا گفته بود عاشق من شده است. بعد از گفته های این مرد، قضات از شاکی خواستند تا توضیحاتی بدهد. او صیغه نامه ای به دادگاه ارائه داد و گفت: من چند سال است ...

مطمئن شوم این قضیه کار همسرم بوده و نسبت دادن آن به شخص ثالث، دروغ و ساختگی است. بعد از این ماجرا تصمیم گرفتم همسرم را طلاق بدهم و دیگر اجازه نمی دهم بچه هایم چنین زن خشنی را ببینند. با توجه به مدارک موجود در پرونده، متهم به 10 سال حبس و پرداخت دیه محکوم شد. او که چهار سال از دوران محکومیتش را گذرانده، درخواست اعسار برای پرداخت دیه را مطرح کرد و گفت: من باز هم می گویم این کار را نکرده ...

ماجرای پولدار شدن را به میان آوردم. بالاخره تصمیم گرفتیم باهم سرقت کنیم. این بار هم به خیابان رودکی رفتیم. شگرد سرقت دومت چه بود؟ چون سرقت اولی که انجام دادم موفقیت آمیز بود تصمیم گرفتم سرقت دوم هم با همان شیوه باشد. یک هفته ای بود که آنجا را زیر نظر داشتم، روز قبل از سرقت به بهانه خرید انگشتر هدیه برای همسرم وارد مغازه شدم و آنجا را بررسی کردم. روز حادثه بعد از اینکه طلاها را آورد دست ...

شهادتش نمی گفت. در کدام عملیات با هم همرزم بودید؟ کربلای 4 با مهدی همرزم بودیم. منتها من در گردان دیگری بودم. دو هفته بعد از کربلای 4 که عملیات کربلای 5 انجام گرفت، من در همین عملیات مجروح شدم. روز بعد مرا به بیمارستان صحرایی انتقال دادند. بعد از مداوا به لشکر برگشتم. چند روز بعد تمام گردان های خط شکن به عقب برگشتند. وقتی دوستان برادرم را دیدم، سراغ مهدی را گرفتم. نمی ...

خبرگزاری صدا و سیما؛ در دعای روز دوازدهم ماه رمضان بنده به خداوند عرض می کند: خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای، و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان. متن این دعا به این شرح است: اللَّهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ، وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ، وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ، وَ آمِنِّی ...

به کرونا مبتلا شدم گرفتگی بینی داشتم و پس از آن حس بویایی خود را به مدت 10 روز از دست دادم و کم کم احساس خفگی به سراغم آمد. وی اضافه می کند: کم کم متوجه سوزش در انتهای گلوی خود شدم و احساس لرز خفیف داشتم و به جایی رسیدم که نفس کشیدن برایم سخت شده بود و باتوجه به علائم تصمیم به آزمایش گرفتم. درگیر شدن ویروس در ریه کردان با بیان اینکه در این مدت در منزل بودم و با کسی ...

. داماد خانواده در برابر اتهام قتل بدین ترتیب داماد خانواده هدف تحقیق قرار گرفت و این جوان 29 ساله صبح روز بعد از این اتفاق پیش روی بازپرس پرونده گفت: در بانک کار می کنم و صاحب دو فرزند هستم ، از مدت ها قبل همسرم به دلیل سوءظن و شکاک بودنش باعث ناآرام شدن زندگی مان شده بود و بارها بر سر این موضوع با خانواده ها صحبت کردیم و همیشه پدر و مادرم برای استوار شدن زندگی مان حق را به ...

امکان عمل طبیعی وجود داشت و من معجزه ای نکرده بودم. این پزشک ادامه داد: به دنیا آوردن کودکان بسیار شیرین است. اما خاطره بد هم دارم. به خاطر دارم یکی از نوزادان که صورتش کامل رشد نکرده بود، پس از تولد جان خود را از دست داد که گریه های این مادر هم هنوز به خاطر دارم، زیرا من یک مادرم و حس بیمارانم را درک می کنم. ...

بازیگران است که کمتر زندگی خصوصی اش در دایره رسانه ها افتاده! با اینکه هر ازدواجی ممکن است به طلاق منجر شود اما امیدواریم که این خبر شایعه باشد. ترانه علیدوستی در زمان ازدواج نیز نسبت به برخی از شایعاتی که درباره همسرش و ازدواجش در فضای مجازی منتشر شده بود واکنش تند نشان داده و گفت:”چند هفته ای در سفر بودم و به تازگی متوجه شدم در غیابم متن بلند بالا در رابطه با زندگی خصوصی من در رسانه ها ...

، اما او به رویم چاقو کشید. می خواست مرا بزند که او را هل دادم. متین راهنمای موتورم را شکست و من برای دفاع از خودم راهنمای شکسته را برداشتم و یک ضربه به سر او زدم. این متهم گفت: وقتی پسر جوان روی زمین افتاد از ترس با موتور فرار کردم. اما باور کنید فکر نمی کردم ضربه کاری بوده و موجب مرگ او شده باشد. متین آن روز به گمانم مشروب خورده و مواد مخدر مصرف کرده بود و به همین خاطر حال طبیعی نداشت ...

به دوخانه، سه خانه. شدم یکی از بزرگ ترین بساز و بفروش های بابلسر اما می دانستم این برکت، هدیه خدا بود. پولدار شدم اما حالاحالاها بدهکار بودم. به خودم، به زندگی ام، عمری که از دست داده بودم و مهم تر از همه به پدر و مادرم. پدرم را سال 90 و مادرم را سال 91 از دست دادم. برای جبران آن سال ها تصمیم گرفتم بخشی از درآمدم را برای آرامش دلم به کار خیر اختصاص دهم. مادرم هیچ وقت اتفاقات تلخ زندگی ...

...: پدرم بازنشسته و مادرم خانه دار است. من در خانواده ای رشد یافتم که مهر و محبت در آن موج می زد. روابط پدر و مادرم، خیلی دوستانه بود و آنها عاشقانه زندگی کردند و همیشه به ما آرامش انتقال دادند. خانواده ای که همیشه نظم در آن حرف اول را می زد... به هر حال باید توجه کنیم که در اکثر خانواده های ایرانی، وابستگی شدیدی بین اعضای آن است و همین مسئله باعث تفاوت خانواده های ایرانی ...

دوست داشت خیلی زود مادر شود. قصه بازیگری شیلا خداداد از کجا آغاز شد؟ شیلا خداداد: تازه دیپلم گرفته بودم و منتظر نتیجه کنکور بودم، که یک روز داشتم به داروخانه می رفتم تا برای مادرم دارو بگیرم. آنجا با آقای مسعود کیمیایی مواجه شدم. درباره سینما صحبت کردیم و ایشان به من پیشنهاد بازی در فیلم شان را دادند. پس از بازی در فیلم اعتراض به کلاس های بازیگری رفتم و آقای علی ژکان خیلی برای ...

، اما او باز هم مزاحم من می شود و می گوید مرا دوست دارد. پس از این تصمیم گرفت او را گوشمالی بدهم که با هم درگیر شدیم. درباره روز حادثه توضیح بده؟ من ابتدا محل رفت و آمد های او را تحت نظر گرفتم و دیدم که او در نزدیکی بنگاه املاکی همیشه مزاحم همسرم می شود تا اینکه روز حادثه به سه نفر از دوستانم موضوع را توضیح دادم و آن ها تصمیم گرفتند با هم مرد مزاحم را گوشمالی بدهیم و بدین ترتیب ...

اول گذرنامه مادرم را صدا می زدند، بعد گذرنامه مرا، من گفتم: خدا می خواهد پیام بدهد که نگویی من مادرم را کربلا آوردم. ما مادرت را دعوت کردیم و تو را به عنوان نوکری عقبش فرستادیم. اینها را آدم باید بفهمد. مهلت دادن به بدهکار، نه کلاهبردار نعمت را از خودتان ندانید. چند تا از جوانمردی ها بگویم. به بدهکار فرصت بدهید. وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلی مَیْسَرَةٍ قاری: وَ ...

لیموی تازه و آب ولرم می خوردم و برای اینکه بتوانم چشمانم را ببندم، زیر سرم را خیلی بالا آورده بودم به طوری که تقریباً در رخت خواب ساده ام نشسته بودم. از درون داغ بودم ولی می لرزیدم! نمی دانستم آیا بچه ها با صدای سرفه های من خوابشان برده بود یا اینکه بیدار بودند و مراعات حال مرا می کردند؟ زهرا لحظه ای از حالم غافل نبود و با اینکه او هم مثل من بیمار بود ولی بیشتر از اینکه برای خودش نگران باشد، نگران حال ...

وقتی به داخل رودخانه پریدم، به دلیل عمق زیاد آن به زیر آب فرو رفتم و مرگ را به چشم دیدم اما خواست خدا بود که نجات پیدا کنم و مادر و پسر گرفتار در رودخانه را نجات دهم. این بخشی از گفته های سرهنگ منوچهر شریعتی، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر شهرستان دشتستان در استان بوشهر است که چند روز پیش با به خطر انداختن جانش، جان مادر و پسری را از مرگ حتمی نجات داد. به گزارش همشهری، صبح پنجشنبه 11اردیبهشت ...

، استانکو سرمربی پرسپولیس بود، تازه محرومیت من به پایان رسیده بود و بیرون نشسته بودم، استانکو در رختکن رو باز کرد به بازیکنان و گفت چند گل دیگر بزنید تا مجتبی محرمی را به زمین بیاورم، من به او گفتم وقتی پرسپولیس جلو هست نمی خواهد مرا به زمین بیاورید وقتی عقب هستید این کار را انجام دهید، بازی بعد با پاس بازی داشتیم یک بر یک شد گل پرسپولیس را من زدم، دیدار بعد به صنعت نفت آبادان گل زدم، سومین بازی بعد از ...

نجات او از این شرایط ساعتی گفتگو با کسی است که از جان و دل به حرف هایش گوش بسپارد. کاری که روان شناس مرکز به خوبی از عهده اش برمی آید. این مرد زحمت مرا کشیده است زمان ورود ما، جواد پدر را برای شست وشو به حمام برده است. پسر انگار که لباس به تن کودکش می کند. آرام و باطمأنینه. صبورانه دست مرد مسن را می گیرد و با خود او را از سایه خنک ساختمان به گرمای آفتاب هدایت می کند. همین رفتار های ...

اینگونه پاسخ داد : خبرداغ: جنجال ماجرای طلاق ترانه علیدوستی از همسرش فاش شد + عکس وبیوگرافی ** فیلم بالا این روز ها در فضای مجازی شایعات زیادی را به دنبال داشته است که مستقل انلاین این خبر را تایید نمی کند ** همسرم و من هر کدام یک بچه داریم ؛ اما همیشه مادر شدن برای من جذاب بوده ، فعلا سپردیم دست خدا تا ببینیم چی پیش میاد. بهاره رهنما و همسرش امیرخسرو عباسی ...

آدم (علیه السلام) نقل می کنی؟ عرض کردم : پس علت قتل هابیل به دست قابیل چه بود؟ حضرت فرمود: به خاطر وصیت بود. سپس فرمود: ای سلیمان! خدای تبارک و تعالی به آدم وحی فرمود که وصیت و اسم اعظم را به هابیل بسپارد. با این که قابیل از او بزرگ تر بود؛ چون قابیل مطلع شد خشمگین شد و گفت که من سزاوارتر به وصیت بودم. از این رو آدم بنابر فرمان الهی به آن دو دستور داد تا قربانی کنند. چون قربانی ...