میراث ادبی نشانه‌هایی از خود برجای می گذارد که دلیلی برای بزرگ بودن آن به شمار می رود. در این میان توماس هاردی استاد زمینه‌سازی بود، رمان‌هایش در شهر نیمه افسانه‌ای وسکس اتفاق می‌افتاد که با وجود آفریده شدن توسط هاردی، نسخه‌ای احساسی از جنوب غرب انگلیس هستند. بعد از گذشت یک سده از زمان انتشار رم...

میراث ادبی نشانه‌هایی از خود برجای می گذارد که دلیلی برای بزرگ بودن آن به شمار می رود. در این میان توماس هاردی استاد زمینه‌سازی بود، رمان‌هایش در شهر نیمه افسانه‌ای وسکس اتفاق می‌افتاد که با وجود آفریده شدن توسط هاردی، نسخه‌ای احساسی از جنوب غرب انگلیس هستند. بعد از گذشت یک سده از زمان انتشار رمان‌ها، همچنان مکان‌هایی را که نویسنده با نثری مهیج توصیف کرده است، می‌توان در کلمات او تجسم کرد.

زندگی و مراحل رشد توماس هاردی

توماس هاردی در ١۸٤٠ میلادی در یکی از شهرهای انگلیس چشم به جهان گشود. او تا ۱۵ سالگی در مدارس محلی حضور یافت و در همین زمان به عنوان کارآموز یک معمار برگزیده شد. در ۱۸٦١ میلادی، برای ادامه تحصیل و نیز کارورزی در زمینه معماری به لندن رفت. او تحصیلات عمومی خود را به شکل غیر رسمی و از طریق مطالعه ای غیرمنظم که وی را بیش از پیش  به داستان و شعر علاقه مند می ساخت، تکمیل کرد. پس از نخستین کوشش ها در راه نگاشتن داستان کوتاه و شعر، تصمیم گرفت به داستان نویسی بپردازد.

ناشران نخستین رمان وی را رد و به او توصیه کردند که رمانی دیگر بنویسد. «علاج های نومیدانه» عنوان رمانی بود که توماس نوشت اما این اثر بدون نام نویسنده منتشر شد. حرفه رمان نویسی برای هاردی دیگر به خوبی سر و شکل یافته بود، او حرفه معماری را به کناری نهاد و به نوشتن سلسله ای از رمان ها پرداخت که به رمان  «جود تاریک» در ١۸٩٦ میلادی انجامید. 

گرایش به سمت شعر نویسی

نقدهای ناجوانمردانه با رمان های توماس سبب شد تا او به طرف شعر سوق پیدا کند. نمایشنامه حماسی برجسته او با عنوان «پادشاهان» درباره جنگ های ناپلئونی که در سه قسمت و در میان سال های ۱٩٠٣ تا ۱٩٠٨ میلادی منتشر شد و او پس از این اثر، اشعار تغزلی می سرود. رمان های هاردی که بیشتر در محیط روستایی وسکس آفریده می شدند، نیروی طبیعت را در درون و برون انسان نشان می دهند که چگونه با یکدیگر در می آمیزند تا سرنوشت وی را شکل دهند. انسان در آثار هاردی مسلط بر سرنوشت خویش نیست، بلکه در اختیار نیروهای بی تفاوتی هست که اعمال و روابط آنها با دیگران را رقم می زند. با این حال، آنها می توانند از طریق تاب آوردن به مرتبه ای والا و از راه قدرت صرف شخصیتی به قهرمان منشی دست یابند. ویژگی بارز رمان نویسان عصر ویکتوریا و دیکنز دل مشغولی نسبت به مسایل و رفتار انسان ها در فضای اجتماعی و فرهنگی به خصوصی بود که آنان را جزء به جزء توصیف می کردند. هاردی بیشتر تمایل داشت تا به موضوعات بنیادین رفتار انسان با کمینه ای از جزییات جامعه معاصر بپردازد. بیشتر رمان های توماس تراژیک هستند، هرچند که رمان  «به زیر درخت جنگل سبز»، حال و هوایی خرم و خوش دارد که در هیچ یک از دیگر رمان های وی بدلی برای آن یافت نمی شود.

سبک شعری توماس هاردی

به کار بردن ضرب آهنگ های ترانه های عاشقانه اغلب به شعر هاردی کیفیتی بنیادی می بخشد که نشان می دهد، این موقعیت با وجود آنکه  جزء به جزء وصف شده است، نمایانگر بن مایه های ژرف و مکرری در تجربه انسان است. در شعر ِ هاردی، وزن ملایم نظم، فروکش کردن قافیه ها، عاطفه ای عمیق اما مهار شده را تداعی می کند. در آثار هاردی، اندوه، ناتوانی وی در خصوص اعتقاد داشتن به اداره شدن جهان به وسیله خدایی خیرخواه، احساس حرام شدگی و نومیدی در زندگی آدمی، طعنه جویی مصرانه هاردی در هنگامه مواجهه با پرسش های اخلاقی یا متافیزیکی بخشی از نگرش  متأخر ویکتوریایی را تشکیل می دهد. اندیشه ها و بن مایه های متشخصانه هاردی را نمی توان به سهولت با بازآفریدگی مفاهیم نوین علمی و فلسفی  که در ادبیات متأخر سده ۱۹ به صورت های گوناگون مشاهده می شود، مرتبط دانست. از ریتم های شیرین و حزین ناشی از بر حال خویش گریستن دوره  ویکتوریایی در اشعار هاردی، که تلخ منظرتر است و گویی استوار بر نگاهی دیرپای به ناگوارترین ها است، نشانی نمی توان جست. همین تلخ منظری که  هم پایه زمختی و ظرافت باختگی می شود، در کنار ِ انسجام عاطفی و کلامی وی، سرباز زدن ِ او از این امر که هرگز تسلیم ِ یک سبک شعری صرف بشود، لحن  منحصر به فرد ِ جست و جوگر و خموشانه وی، در سال های اخیر، اعتبار شعری به طور دائم رو به افزایشی را برای هاردی رقم زده است، به صورتی که امروزه نه تنها وی را به عنوان یک رمان نویس تراز اول، بلکه به عنوان یک شاعر انگلیسی بلند مرتبه باز می شناسند.

آثار برجای مانده از توماس

شهردار کستربریج از جمله مهم ترین آثار توماس هاردی است. داستان پرماجرا درباره نجیب‌زاده‌ای روستایی است که بعد از تصمیمات اشتباهی که درباره عشق و تجارت می‌گیرد به دردسر می‌افتد. شاید این داستان ساده‌ترین رمان هاردی است که می‌شود، روی نقشه‌های واقعی پیدا کرد. کستربریج نقطه‌ عطف زندگی هاردی بود، تجسم زیبایی از کتاب است. هاردی رمان ساکن بیشه‌زار را بیشتر از بقیه‌ کارهایش دوست داشت. با توجه به همه تلاش‌هایی که هاردی برای از میان بردن نشانه‌ها می‌کند، رمان ساکن بیشه‌زار را به راحتی می‌توان به واقعیت پیوند زد.

تس از خانواده‌ دوربرویل، جود گمنام، دور از اجتماع خشمگین و بازگشت بومی از جمله دیگر آثاربرجای مانده از توماس هاردی است. جود گمنام در کنار تس دوربرویل و به دور از مردم شوریده که به نظر بسیاری از منتقدان یکی از مهم‏‌ترین رمان‏‌های هاردی محسوب می‏‌شود، او را به شهرت می‏‌رساند.

جود گمنام را هاردی در  ۱۸۹۵ میلادی به چاپ رساند، البته این داستان قبل از چاپش به صورت هفتگی در مجله چاپ می‏‌شد. یکی از ویژگی‏‌های رمان‏‌های او را زبان شاعرانه‏‌اش می‏‌دانند. شاید در یک جمله بتوان درباره آثار او گفت که آن‏ها بدبینی همزمان با بردباری را در زندگی انسان منعکس می‏‌کنند. از روی این رمان در سال ۱۹۹۵ فیلمی با همین نام، به کارگردانی مایکل وینترباتم، محصول انگلیس، ساخته شد. از ترجمه‏‌های خوب این کتاب در ایران می‏‌توان به ترجمه ابراهیم یونسی اشاره کرد که برای نخستین بار در ۱۳۸۱ خورشیدی، توسط فرهنگ نشر نو به دست فارسی زبانان رسید.

سرانجام توماس هاردی

توماس هاردی در ۱۹۲۷ میلادی به بیماری ناعلاجی مبتلا شد و در ۱۹۲۸ میلادی چشم از جهان فروبست. هاردی بنا به خواست خود در قطعه شاعران واقع در کلیسای وست مینیستر دفن شد. وارث هاردی پس از مرگ او، تمام اموال، نامه ها و دفترچه یادداشتش را سوزاند. از آثار و شعرهای او تنها ۱۲ قطعه باقی مانده است.